محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1638
مرآة البلدان ( فارسى )
ناصرى تشريففرماى قصر مىشدند ، در سر دروازهء مزبوره اين مصراع را نگاشته بودند : « قدومت شهريارا باد مسعود » محمد امين منشى بغدادى در وصف قصر ناصرى و تشريففرمائى خديو همايون فرخسرو عدالتگستر درآن قصر كه از قدوم ميمنت لزومش رشك روضهء رضوان بود اين دو بيت عربى را عرض و انشاد نمود : لناصر الدين قصر قد علا و سما * بلا قصور فحاكى قبة الفلك ترى المصابيح فيه كالنجوم بدت * ليلا و كالشمس فيه طلعة الملك محمد زهابى افندى مفتى بغداد نيز قصيدهاى فارسى به شكرانهء ورود موكب مسعود و اتحاد دولتين عليتين عرض و در حضور ساطع النور خسروانى انشاد نموده امر و مقرر شد كه آن قصيده سمت انطباع يابد و قصيدهء مزبور بعينها حذوا بحذو دراين ورقه ثبت و مندرج شد : هزاران شكر كز فضل و عطاى ايزد منان شد از تشريف شه بغداد رشك جملهء بلدان فلك جدى و حمل آماده كرد از بهر بريانى چو آمد شاه ايران پادشاه روم را مهمان از آن تشريف شد اكنون تمام اهل دين ممنون نمانده هيچكس محزون دراين عالم بجز شيطان ازاينرو اين همه عالم از اين تشريف شد خرم كه مىباشد دليل اتحاد شاه با سلطان صلاح ملت است و دين كه اين دو شاه عدلآئين بداردشان خدا « 1 » هميشه يك دل و يك جان به حدى يك دلاند و متحد باهم كه مىباشد رضاى آن رضاى اين رضاى اين رضاى آن ز فخر اسلام را شايد كه سر بر آسمان سايد كه از شه نصردين آيد ز سلطان عزت ايمان
--> ( 1 ) - در متن كلمهاى ناخوانا : « هچين » ؟